میان هر تپش
17 بهمن 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
باز عنان از کف بریده؛ قلبم را میگویم که با شتاب بر دیوارهی سینه میکوبد، چنان بیقرار که گویی میخواهد حصار تن را در هم بشکند و رها شود. موج تپشهایش در سرم میپیچد و آرامش را از جسم رنجورم میرباید. نفسها کوتاهتر شدهاند و زمان کش میآید. چندمین شب… بیشتر »