نیمچه قلم طلبگی

  • خانه 

نفس‌های غزه

28 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
نفس، نفس زنان می‌دود، انگار به انتهای رمقش رسیده‌است. پایش در گودالی فرو می‌رود و نقش بر زمین می‌شود. ناله‌ی استخوانش را می‌شنود ولی باید از جای برخیزد و به راهش ادامه دهد. به خاطر بچه‌هایش درد را به جان می‌خرد. با زحمت خودش را از زمین جدا می‌کند. لنگ… بیشتر »
 نظر دهید »

روز دختر

21 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
روی نیمکت نشستم و آخیش جانداری گفتم. نایلون‌ها را با احتیاط کنارم گذاشتم؛ دوست ندارم بعد از این همه بازار گردی محتویات داخلش جابه‌جا شوند. گوشی را از جیبم بیرون کشیدم. تا نفسی چاق کنم، پیام‌هایم را چک کردم.  تبریک‌ کانال‌ها و گروه‌ها پشت سر هم ردیف… بیشتر »
 نظر دهید »

میان صبر و دعا

19 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
دو روزی‌ست که دل درد رهایم نمی‌کند. دوست دارم علت را بدانم. حرف مادر در گوشم می‌پیچد: ” اگه دیدی خوبم هستی و درد نداری فعلا تا یک ماه کار سنگین نکن، استراحت کن بالاخره یک تیکه از بدنت کم شده.” به این پانزده روز گذشته فکر می‌کنم؛ نزدیک ده… بیشتر »
 نظر دهید »

هوای سوگ

14 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
  هوای خانه سنگین است. پنجره را باز می‌کنم تا نفسی تازه کنم، فایده‌ای ندارد.  امروز هم توی دلم رخت می‌شویند. ابتدا فکر می‌کردم شبیه روز حادثه‌ی پیجر‌هاست؛ اما حالا آنقدر شدت گرفته که انگار می‌خواهد چیزی درونم فرو بریزد. صدایی از دور آسمان شهر… بیشتر »
 نظر دهید »

پایداری

13 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
همه می‌گویند: ” وای چقدر لاغر شدی"، آن هم از روی صورت کوچک شده‌ام. نمی‌دانم چرا هر وقت لاغری مهمان تنم می‌شود، شکم را نادیده می‌گیرد. مستقیم به سراغ صورتم می‌رود. انگار در فرهنگ لغت لاغریم، شکم و پهلو واژه‌هایی منسوخ هستند. شاید هم لاغری با شکم… بیشتر »
 نظر دهید »

جان غذا

12 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
سخت بود؛ اما آستین‌ها را بالا زدم. بعد از سه روز دوباره غذا پختم، دلم برایش تنگ شده‌بود. یکی از لذت‌بخش‌ترین کارها برای من همین است. اگر انتخابی باشد، ترجیح می‌دهم از صبح تا شب پای اجاق گاز غذا درست کنم تا اینکه ظرف‌های کثیف را به من بسپارند. در جوانی… بیشتر »
 نظر دهید »

غبار روزگار

07 مهر 1404 توسط خادم ارباب بی کفن
  چند روز قبل مبل‌ها را جابه‌جا کردم. سرامیک‌های پنهان پشتش را برق انداختم. چیدمان خانه را هم تغییر دادم. تمام درزها و سوراخ‌های خانه را جارو کشیدم. سینک را جلا دادم، شبیه یک آینه. دکوری‌ها را شستم، مثل پادری‌ها، هر دو بی‌صدا خاک را می‌بلعند.… بیشتر »
 نظر دهید »
مهر 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    

نیمچه قلم طلبگی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس