آرشیو برای: "مهر 1405, 07"

دلتنگ خستگی

سوز سرما تا مغز استخوان می‌رسید. نوک بینی و لپ‌های گل‌انداخته‌ی پسرم که عذاب وجدانم را بیدار می‌کرد، با خودم می‌گفتم: “آخه نونت نبود، آبت نبود، درس‌خوندنت به چی بود که این بچه رو هم سر صبحی زابه‌راه کردی؟”   سوار اتوبوس دوم که می‌شدیم، باز… بیشتر »

حیات باور

چند وقت پیش به خاطر مراسم آقاجان مجبور شدم چند روزی را با دخترخاله‌ام همنشین باشم؛ دختری که از نظر اعتقادی و نوع پوشش زمین تا آسمان با من فرق داشت. روز آخر وقتی برای خداحافظی آمد، برخلاف روزهای قبل که شالش را شل و بی‌قید روی سرش می‌انداخت، یک روسری بلند… بیشتر »