دلشوره امانم را بریده، اینبار با گوشی مامان تماس میگیرم. چند بوق میخورد و بعد صداهای زیادی در گوشم میپیچد. سلام میکنم؛ اما دلهرهی همیشگی دوباره به سراغم میآید، کسی غیر از علی جواب میدهد. دیگر زبانم همراهی نمیکند. مامان گوشی را از دستم میگیرد…
بیشتر »